مصاحبه با مهندس سازه

برای آشنایی با بازار کار مهندسی و نحوه‌ی ورود به آن یک مصاحبه‌ با مهندس سازه به نام دکتر افشین مولازاده انجام دادیم.

با سلام و احترام خدمت آقای دکتر مولازاده. ممنون از اینکه وقتتون را در اختیار عمر جاب قرار دادید. اگر فرمایشی دارید بفرمایید.

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما. بسم الله الرحمن الرحیم ، خوشحال هستم که نسل جوان در پی راه یابی و پیدا کردن نقاط عطف نیازهای بازار کار ساختمان هست. این یکی از مهمترین پارامترهاست که میتواند موثر باشد. خصوصاً برای افراد نسل جوان که می خواهند وارد این صنف و حرفه بشوند ، آرزوی موفقیت دارم. در خدمتتون هستم.

1.شما خودتان چطوری وارد بازار کار رشته مهندسی سازه شدید؟

 در واقع میشه گفت که شروع فعالیت من در دهه ۶۰ شکل گرفت. یعنی من تقریبا میشه گفتش که حدود سال‌های ۶۳ ، پیش از دیپلمم و ۲۳ سال قبل از دیپلم گرفتنم به لحاظ این که خیلی علاقه داشتم به کار نقشه کشی مشغول شدم و میشه گفت که یه کار نیمه وقت بود. از نقشه کشی ساختمان شروع کردم و بعد به لحاظ اینکه کار نقشه کشی سازه و اسکلت فلزی بتن نیازهای اون روز جامعه بود و خیلی کار سخت و دشواری بود. به لحاظ اینکه این نقشه ها همه به صورت دستی ترسیم میشد و نه به صورت ماشینی و نقش های دستی هم مطلقا سیستم کپی پیست نیست. همه با راپید و لوازم  نقشه کشی سنتی تهیه می‌شود. در نتیجه هم احتیاج به حالت نقشه کشی دستی بود و هم احتیاج به دانش و تجربه که بتواند یک نفر این کار را انجام بدهد. پس بازار خوبی داشت و علاقه داشتم .هم زمان با دیپلم و دوره های لیسانسم میشه گفت که نقشه کشی می کردم و باب شروع ورود من از نقشه کشی بود. به محض اینکه دیپلمم هم گرفتم تحت عنوان کمک دستیار کارگاه در کارگاه ساختمانی فعالیتم رو هم شروع کردم.

2. قدم های ورود به بازار چیست و چطوری میشود از صفر در واقع یعنی بدون رزومه شروع به کار کنیم؟

خب طبیعی ست که همیشه افراد بدون رزومه شروع می کنند. وقتی که تحصیلات شان تمام میشود در هر صنف و حرفه ای و فنی قاعدتا بدون رزومه است. اما اینکه چطور باید این کار را کرد این یک مکانیزم و یک کار سیستماتیک هست. طبعا برای مثال تعیین ظرفیت های خالی در یک رشته توسط فرد این‌ها اصولاً موضوعات فردی ست که بسیار حائز اهمیت است. یعنی باید ابتدا فرد ببیند که چه ظرفیت‌هایی الان در رشته ساختمان و در رشته سازه و در رشته عمران نیاز اجتماعی است که بازار کار دارد و خواهان دارد به عنوان خلا نیروی کاری اینها میتواند خودش  تقسیم‌بندی متفاوت داشته باشد. برای مثال یکی از نیازهایی که الان در بازار سازه و راه و ساختمان احساس میشود نقشه کشی ساعتی است. نقشه کش های سازه که تسلط دارند و می‌توانند در شبکه های اجتماعی به صورت ساعتی پروژه‌ها را تقبل کنند ، تکمیل کنند یا رفع نقص کنند یا ترسیم کنند. به صورت ساعتی ، برگه ای ، در اختیار مهندسین و یا مشاورها قرار بدهند. خصوصاً برای آقایون که در واقع میشه گفتش نقشه کشی سازه مطلقا صرفه اقتصادی و منطقی نداره. یعنی سابق بر این یک مهندس ساختمان یا یک فرضا فوق دیپلم رشته راه و ساختمان می‌آمد برای تجربه پیدا کردن در نقشه های سازه حداقل سه سال مداوم  باید نقشه کشی می کرد با اتوکد و بعد نقشه کشی سازه انجام میداد که فرد بتواند نوع اسکلت را بشناسد تازه بعد در بعضی از مواقع می بیند که بعضی از افراد می‌توانند نقشه کش سازه فلزی باشند و بعضی ها هم فقط نقشه کش سازه های بتنی و بعضی‌ها تلفیق این دو را می‌توانند همزمان انجام بدهند. در نتیجه ما خیلی نقشه ها داریم که اینها به صورت ازبیلد تهیه میشوند حالا اصطلاح امروزی و فارسی نقشه‌های حین اجرا نقشه های چون ساخت آیین‌نامه مقررات ملی وارد به این ترتیب این نوع نقشه ها را بشناسد و این کار لازم به این است که فرد بتواند در تایم خیلی سریع در زمان کوتاهی نقشه های موجود قبلی را بیاد در محل با اسکلت وضع موجود رلووه کند. این نقشه‌ها را به وضعیت موجود تبدیل کند در کوتاه ترین زمان و این را تحویل بدهد. این یه نیاز خیلی پررنگی در وضعیت فعلی جامعه ماست. برای مثال متره برآورد ما مترو برآورده واقعی خیلی کم داریم یا مترو برآورده ما الان داره وابسته میشود به نرم‌افزارها که خب اینها خیلی میتواند تلورانس داشته باشد ، خیلی میتونه وضعیت متفاوتی داشته باشد. یا محاسبه‌ های ساعتی که موارد کوچیکی را به صورت آیین‌نامه میتوانند انجام بدن یا ادیتوره های نقشه کشی های ماشینی برای مثال ما یک سری نقشه هایی داریم که سازه نگار میکشد ، سازه نود میکشد ، نقشه هایی که با خروجی های نرم افزارهای آنالیز منطبق هست و فایل ها اکسپورت میشه فرض مثال از سیف و ایتبس میرود و به نقشه تبدیل میشود اصلاح اینها تغییرات اینها خودش یه فنیه که الان بهش احتیاج هست که افراد بتوانند و این میتواند توی سایتی ، توی شبکه اطلاع رسانی بشود که ما این خدمات را می‌توانیم ارائه بدهیم در کوتاه‌ترین زمان با هزینه کم و خیلی سریع به این موضوع ورود پیدا کند و بعد خارج شوند ، چون یک مهندس در یک پروژه احتیاج دارد که یک تیمی داشته باشد و این کار را سریع انجام بدهد. این تیم باید در یک دفتر فنی منتظر بماند تا زمانی کارش ایجاد شود و این هیچ وقت در یک شرکت و در یک مجموعه اقتصادی توجیح پذیر نیست. سابق در مجموعه های دولتی این کار چون از بودجه دولت بود منطقی بود. اما در سیستم های خصوصی و در بخشی که الان دارد بهینه می شود ، حتی در بخش های دولتی هم دیگر به لحاظ مشکلاتی که دارند دیگر نمی توانند این سیستم های را جلو ببرند. افرادی احتیاج هست که بتوانند یک چنین خدماتی را ارائه بدهند به صورت موردی وارد بشوند به یک پروژه‌ ای ، فرضا یک سقف را می‌خواهند رولووه کنن ، میخواهند اسکلتش را با نقشه ها منطبق کنند و چک کنند بعد به نقشه تبدیل کنند ، اون فایل ماشینی را تبدیل کنند ، اصلاح کنند ، به روز کنند و در کوتاه‌ترین زمان ظرف 3 الی 4 روز برگردانند به کارفرما یا به مهندسی که سفارش داده. اینها خلاهایی هست که الان حس میشود. افرادی که باهوش باشند ، سرعت کار داشته باشند و بتوانند به صورت مقطعی وارد شوند ، یک سری خدماتی را به صورت خدمات  کوچک ارائه بدن و از سیستم خارج شوند. این یک باب جدید نیاز کار پروژه های ساختمانی که میتواند جمع شود این سفارش های کوچک کوچک و یک اشتغال کارآمد برای اآن فرد در ماه ایجاد کند.

قدم دوم در دانشگاه هاست. در واقع دانشگاه ها میتوانند پیش‌قدم باشند در ابتکار جدیدی و به نظر من اگر بخواهم خیلی خلاصه و کوتاه این مطلب را برسونم ، کارآموزی اختیاری است. شما میدانید که افراد نمی توانند به صورت کارآموزی بروند به داخل شرکت ها کار کنند. کارآموزی دو واحدی و سه واحدی و چهار واحدی در طول مدت تحصیلی که اصولاً دانشجو در پی این هست که مدتی را چون در سنوات تحصیلی میاید یک نمره ای بگیرد و گزارشی را یا آماده از یک جایی تهیه کند یا به ترتیبی در یک شرکتی ثبت نام کند و بعد هم پایانش را اعلام کند و نمره اش را بگیرد. اما آن چیزی که نیاز واقعی ست این است که دانشجو واقعا در یک سنی به این بلوغ فکری برسد که باید کار یاد بگیرم. در این موقع با این موضوع مواجه می‌شود که هیچ شرکتی نمی پذیردش با این که میگوید من حاضرم حقوق نگیرم فقط اجازه بدهید من بیام توی تشکیلات ساختاری شما کار یاد بگیرم در کارگاه ساختمانی ، در شرکت ها ، در دفاتر فنی و هیچ مجموعه این فرد را قبول نمیکند. دلایل متعددی دارد ، دلیل اولش اینکه اگر درون محیط کارگاهی برای آن فرد مشکلی به وجود بیاد هیچکس پاسخگو بیمه و مسائل حوادثی که برای فرد به وجود آمده نیست در صورتی که دانشگاه میتواند بگوید این آقا دو سال اجازه دارد با مسئولیت خودش یا با پوشش‌های بیمه‌ای و خسارتی که ممکن هست در محیط های ساختمانی برای ورود و خروج برایش به وجود بیاد ، کارآموزی کند. این دست آن موضوع شرکت ها را باز میکند که از این افراد بتوانند استفاده کنند. همیشه شرکت ها این دغدغه را دارند که این آقا که آماده کار یاد بگیرد ، الان بازرس تامین اجتماعی میاد ، به اینجا ورود می کند ، اسمش را یادداشت می کند ، می گوید این آقا اینجا حقوق می گیرد ، شما لیست رد نکردین ، یک جریمه بلند بالا برای فردی که آمد کار یاد بگیرد و نقشی در تولید اقتصادی مجموعه ندارد ایجاد می شود. یعنی در واقع  بستر قانونی ما مقاومتی در آموزش واقعی دارد برای دانشجو و دانش پژوه و این از دانشگاه باید شروع شود. دانشگاه و دفتر صنعت دانشگاه‌ها باید متولی باشند. ما این موضوع را در دانشگاه تهران ۱۰ سال پیش جلو بردیم و بعد با یک مقاومت‌های مواجه شد و موضوع مسکوت ماند. اما همیشه این یک چالش بزرگی ست که به هر حال دانشجو و دانش پژوه بتواند به راحتی ورود پیدا کند. این دغدغه برداشته شود که  اگر یک دفعه رفت داخل کارگاه های ساختمانی پاش پیچید یا میخ به پایش رفت ، بروند مدیرعامل این شرکت را بکشند دادگاه و پاسگاه و چرا این افراد را راه دادی ، مسئول ایمنی شما هستید و تامین اجتماعی بیاید جریمه کند و خیلی موضوعات زیادی که در اینجا هست و میشود گفت که ساختار قانونی باید به نوعی برای موضوع دیده شود و یا تمهیدات جدیدی دیده شود که آن صاحب صنعت به راحتی دانش پژوه واقعی را بپذیرد.

ما مشکلی که در نسل جوان داریم در واقع 2 چیز است ، یکی بلوغ زود رس جسمی و عدم بلوغ فکری یعنی وقتی سربازی را از 18 سال می کنند 20 سال ، آن فرد به آن سطح فکری که باید می رسید ، نرسیده است. در واقع می شود گفت که فرد در محیط دانشگاه هنوز تصور می کند که در محیط دبیرستان هست و بعد وقتی فارغ التحصیل شد نیاز پیدا می کند که کار را یاد بگیرد و این کار یاد گرفتن با یک همچین چالش‌هایی روبه رو هست و بعد  شما می‌بینید که فرد حاضر هست یک چیزی بدهد تا کار یاد بگیرد. من بارها مواجه شدم با اینکه فرد آماده گفته ، آقا من حاضرم فرضا یک سوم حقوق یک مهندس را به شما بدهم فقط بزارید من بیام اینجا کار یاد بگیرم ، نه تنها حقوق نمیخواهم بلکه یک سوم حقوق یک مهندس را هم میدهم. حال به عنوان بیمه یا هر چیزی ، فقط بگذارید کار یا بگیرم. یعنی با همچین چالش هایی افراد مواجه می شوند. یا باید فامیل و آشنا کسی باشند تا مدیر آن مجموعه مسئولیت آن فرد را قبول کند و این یعنی یک چالش بزرگ که مستتر در نظام آموزشی و ارتباط با صنعت ماست. قاعدتا نسل جوان برای ورود به بازار باید تحمل حقوقی پایین و حداقلی را داشته باشد یعنی برای ورود به بازار باید به این سه بخش عمده توجه کرد.

3. برای کار کردن در این حوزه به چه مهارت هایی نیاز است؟

خب حوزه سازه و عمران-عمران یک مسیر بسیار گسترده است. این مسیر گسترده که از راه و خاک و سد و فرودگاه و جاده و ریل و ساختمان و سازه های بشری را در بر می گیرد ، حیطه بزرگی هست. فرد باید ببیند تعلق خاطرش به کدام مسیر و به چه چیزی احتیاج پیدا می کند. اما آن چیزی که ما به مهندسین عمران که می خواهند وارد کار بشوند از تقریباً انتهای سال اول توصیه می کنیم این است که بروند اتوکد را به طور کامل یاد بگیرند ، چون اتوکد در واقع بستریست به صورت یوزر فرندلی برای سایر نرم افزارها ، یعنی وقتی کسی وارد محیط ایتبس می شود میبیند که آن  هم یک جور اتوکد است و همین طور نرم افزار های طراحی و آنالیز در نتیجه اتوکد یک نیاز کلی برای مهندسینی است میخواهند در این رشته فعالیت کنند.

طبعا اکسل در سال‌های اول دانشگاه مکمل دانشجویی و هم مکمل سال های آتیه مهندسی آن فرد است.

داشتن مهارت روابط عمومی ، ببینید بخشی از این ها صرفاً با مدرک لیسانس در فرد ایجاد نمیشود برای محیط کار فرد باید روابط عمومی داشته باشد. ما در دهه ۶۰ به صورت طنز می‌گفتیم هر کسی که زبان آذری بلد نباشد در کارگاه ساختمانی نمیتواند مهندس مجری بشود حتما باید دو یا سه واحد زبان ترکی پاس کند تا بتواند ارتباط برقرار کند. اما متاسفانه الان وضعیت بازار کار فوق‌العاده از نظر نیروی کار به هم ریخته است. واقعا دیگر زبان هم به درد نمیخورد.

من نزدیک به ۱۸ سال یا ۲۰ سال پیش در روزنامه جام جم مصاحبه ای روا داشتم و بعد هم مقاله ی تکمیلی اش را دادم ، که هنوزم فکر می کنم در سایت ها سرچ کنید باشد ، در رابطه با نیروی کار. ما نیروی کارمون دارد به هنجار های بدی میرود. دیگر در واقع کارگر ساده پیدا نمی‌کنیم. اوستا کار پیدا نمی‌کنیم چون افراد تعادل مالیشون از نظر قیمت دلار و دستمزد شون با کشورشان در ایران نمیخواند ، ما فقیر تر از افغانستان شدیم و کارگرهای افغانی رفتند ، کارگر خارجی نداریم ، کارگر داخلی هم کار نمیکند ، در واقع نداریم کارگری که دیگر کار کند ! یعنی زاد و ولد و تولید مثل به ترتیبی منفی شده که ما نیروی کار نداریم. اغلب هم که آنقدر آرزومند هستند که حتی در روستاها دارند یا به صورت مجازی و یا به صورت واقعی لیسانس و فوق لیسانس و دکترا می‌گیرند. یعنی در واقع دیگر کارگری نداریم که بیاد ، بخواهد کار ساده ی ساختمانی انجام دهد. اوستا کاری که بیاد گچ کاری یا بنایی یا آهنگری کند و این خیلی به ما فشار وارد می کند که در بخش اجرا داریم فعالیت می‌کنیم متاسفانه و باید به سرعت دولت ساختاری را ببیند. خب الان که اصلاً دولت ما آنقدر درگیر موضوعات اصلی حاکمیتی هست که اصلا موضوع با پروژه‌های عمرانی و اعتبار جاری و عمرانی اش را آمده صفر کرده. میشود گفت واقعاً پروژه ها مسکوت و تعطیل اند. در نتیجه طبیعی هست دولت فکر این نیست که پروژه های اصلی زیرساختی را جلو ببرد چه برسه به اینکه به فکر کارگر برای آن زیر ساخت ها باشد. شاید لازم باشد از کشورهایی که از ما فقیر ترند نیروی کار وارد کنیم و آن مقاله من آن موقع ایجاد زیرساخت‌هایی بود برای یک چنین مکانیزمی. جوان ایرانی دوست دارد بنشیند پشت میز یا به این ترتیب تربیت شده باید بنشیند پشت میز ، خب بیاییم کار های پشت میزی برایش بسازیم از کشورهای دیگر نیروی کار بیاوریم به مسئولیت این شرکتی که جوان ایرانی مسولیتش را ایجاد کرده ، تامین بهداشتش را بکند ، سرتیفیکیت های بهداشتی اش را بدهد ، سرتیفیکیت های قانونی قامتش را بگیرد و ارجاع بدهند به پروژه کار و دستمزد برداشت کند و این مقاله و مصاحبه را 18 یا 19 سال پیش انجام دادم که یک باب واقعا بزرگی ست. شاید اشتغال هم ایجاد کند.

روابط عمومی در کار برای افرادی که سازه  دوست دارند و می خواهند وارد کارگاه اجرایی شوند بخش بسیار مهمی است .چون در یک لحظه با یک کارگری که سطح سواد بسیار پایینی دارد ، باید ارتباط داشته باشد و مفاهیم و روش ها را منتقل کند ، بعد باید با اوستا کاری که فرضا دیپلم دارد محتوای دیگری را بگوید و بعد چند دقیقه با یک مهندسی که شاید 10 و ۱۵ سال از ایشان با تجربه تر هست مفاهیم فنی را بیان کند و بعد از آن مجبور باشد به شرکت مرکزی برود پاسخگو باشد به مدیرعاملی که ۳۰ سال کار کرده و میشود گفت در حد وزیر و وکیل صاحب تجربه و جاه و مقام و حوزه مدیریتی است. یعنی یک فرد دانشجو که فارغ التحصیل شده به کارگاه های ساختمانی میرود باید بتواند از طریق ادبیات و روابط عمومی با یک کارگر ساده تا یک فرد عالی رتبه مملکتی ارتباط برقرار کند و مهارت روابط عمومی داشته باشد و این را باید خارج از دانشگاه و یا در حوزه ی مهارت های زندگی تکمیل کرد.

خب این رشته نیاز به تجربه داره یعنی می توان گفت رشته سازه و راه و ساختمان میشود گفت که یک بالش تجربه است. توصیه دیگری که ما به مهندسان جوان برای ورود به مجموعه خودمان انجام می‌دهیم آموزش حسابداری هست. حسابداری رکن بسیار مهمی برای متمایز شدن در این رشته ست و نرم افزارهای سازه ، نرم افزار های مکمل این موضوع هستند. با توجه به علاقه فرد که بخواهد در مسیر راه برود باید نرم افزارهای راهسازی را یاد بگیرد ، میخواهد مشاور و محاسب بشود نرم افزارهای سازه و طراحی آنالیز را یاد بگیرد. اینها میشه گفت مقدمات خلاصه ای از نیازهای ورود به این حرفه و مهارت است.

4. چه مهارت هایی باعث برتری ما نسبت به مهندس های دیگر می شود؟

یعنی می فرمایید در مقایسه با گروه های سنی و فارغ التحصیلان در یک مقطع؟….

پشتکار!

قسمت فراموش شده نسل جوان هست. نسل جوان علاقه به موضوعات زود بازده ، سهل‌الوصول و غیر سخت دارد و کار ساختمانی هم اصلاً با این روحیه منطبق نیست و باید پشتکار داشته باشد. اگر هم توجه بکنید میبینید که افراد پشتکار دار موفق ترند که دلیلش همین است. اما آن چیزی که شما امروز از این سوال در پی اش هستید که من عرض کنم این است که ببینید به هر حال باید هر دانشجوی فارغ التحصیل شده ای با مهارتی که دارد در یک جا رسوخ کند ، حتی شده امتیازی را به مجموعه بدهد تا آن فرد را بپذیرند اما این فرد بعد از وارد شدنش در کارش باید ایجاد انگیزه در محیط کار و ایجاد وابستگی کند. یعنی فرد باید طوری در مجموعه ایفای نقش کند که مدیریت آن مجموعه احساس کند که ایشان با آمدنش تغییرات و یا رانده مان های محسوسی ایجاد می کند وگرنه هیچ مجموعه ای نمیاد بگوید شما اینجا بمان تا ببینیم براتون چه شغلی تعریف می‌کنیم. یعنی فرد باید با شناختن حفره هایی که درون مجموعه وجود دارد و نیاز هست که پر شود ، دلسوزی و پشتکار به خرج بدهد و به مدیریت و مسئول بالاتر بفهماند که من میتوانم نقش موثری را در سیستم شما ایفا کنم. الان در واقع میشه گفت که تنها به این ترتیب است که فرد می‌تواند نسبت به هم دوره ای ها یا میشه گفت که نسبت به اونهایی که مثل خودش در صف درخواست کار هستند سبقت بگیرد. طبعا داشتن پروانه اشتغال به کار و آزمون های نظام مهندسی و وزارت مسکن هم بسیار حائز اهمیت هست.

5. یک مهندس عمران سازه در چه حوزه هایی می تواند مشغول به کار بشود؟

طبیعی هست که رشته ی ما از دو شاخه منشعب میشود ، در قسمت های عمرانی یا اجرا یا مشاور که البته باید توجه کرد که ورود صحیح به مشاورها هم باید از دریچه اجرا باشد. یعنی شما اگر می‌خواهید یک مهندس محاسب باشید. اگر خوب اجرا و نیازهای اجرایی را و نحوه اجرا را ندانید قطعاً نمی توانید یک مهندس محاسبه موفق باشید. برای اینکه آن چیزی که خروجی ذهنی شماست مغایر است با آن چیزی که امکان اجرا و تکنولوژی اش یا روش‌های اجرایی اش در بازار است.

برای مثال یکی از دوستانم ، از یک مجموعه دانشگاهی خیلی خوب فارغ التحصیل ، آمده بود ، ما با هم ، هم دوره بودیم و از زمان دیپلم کار می‌کردیم. ایشان دانشجوی خیلی ممتاز و پرتلاشی بود. بعد از فارغ التحصیلی اش یکی از بستگانش بهش مراجعه میکند و میگوید که من یک ساختمان سه طبقه دارم در قسمت پایین شهر می خواهم بسازمش ، نقشه اسکلتش را شما به من بده. ایشان هم رفته بود نقشه ی سازه ای را به آشناش داده بود در جنوب تهران که اسکلت بتنی بود در وسط این اعضای بتنی از مقاطع فلزی تیر آهن استفاده شده بود. کسانی که در کار اجرا هستند میدانند تلفیق این دو سازه یعنی اجرای یک سازه ی مختلط بسیار دشوار و شاید نشدنی ست. یعنی شما قالب بندی کنی ، آرماتور بندی کنی و داخل مغز هایش هم بیایید تیر آهن بگذارید. این در کتاب ها آمده است و این را به عنوان سازهای مختط و تیر های مختلط و مقاطع مختلط کامپوزیت بین بتن و فولاد میخوانیم اما عملا باید دید این را چطوری باید در اجرا با سیستم سنتی اجرایی کشور ما محقق اش کرد.

در نتیجه اگر یک محاسب کار اجرایی نکرده باشد ، ندیده باشد ، سطح اجرا و سطح نحوه عملکرد جامعه را ندیده باشد ، نمیتواند مهندس محاسب بشود یا باید برود در مجموعه مدت زیادی زیردست محاسبه قوی‌تر و بالاتری کار کند تا اینها را یاد بگیرد یا باید از کارگاه اجرایی شروع کند که توصیه ما حتی برای ورود به مشاور ، کارگاه اجرایی هست. کنترل سازه یکی از کارهایی هست که ورودش در رشته عمران نیاز است یعنی افرادی باشند بیاییند بگویند ما تایمی ، روزانه ، ساعتی ، پیشرفت این سازه را مکتوب می‌کنیم ، گزارش مسور از پیشرفتش تهیه میکنیم. فرضا از اجرای یک سازه ی فلزی ، شماره تیرها را کنترل می کنیم ، شماره تیر های فرعی و اصلی را چک میکنیم ، گزارش تهیه می‌کنیم و انطباقش را تهیه می کنیم و لوگ اش ر به شما می‌دهیم استخدام تان هم نیستیم ، این کار را روزانه یک ساعت از ایشان به این ترتیب دریافت می‌کنیم. به صورت موردی و مقطعی وارد بشوند برای کنترل سازه و بیرون بیایند. این کار در سازه های بتنی و فلزی و غیره می شود.

یا متره براورد های واقعی ، ما مترور واقعی خیلی کم داریم. مترور ماشینی داریم. در واقع میشه گفت که متره برآورد اولیه است که افراد باید در دانشگاه خیلی دقیق بهش توجه کنند و آموزش ببینند که متاسفانه خیلی سطحی و صوری برگزار میشود.

کنترل پروژه برای افرادی که یک مقدار با تجربه تر میشوند ، بخشی از شغل و حوزه هایی هست که میشود در آن ورود پیدا کرد. برای مثال کنترل پروژه ، شاید چنین رشته ای 2 دهه پیش نبود تدریجا این نیاز احساس شد. اما آن چیزی که ما الان بهش نیاز داریم  تلفیقی از اینهاست. ما امروزه باید برای نیاز هامون افراد را بسازیم نه اینکه صرفا منتظر بشویم دانشگاه اآن افراد را تحت عنوان مدرک تحصیلی بسازد به ما بدهد.

خیلی از دوستانی که مراجعه می کنند می بینم که فرد پشتکار و علاقه دارد ، توصیه می کنم که حسابداری را به طور کامل یاد بگیرد ، متره برآورد را به طور کامل تسلط پیدا کند ، در واقع ما به کنترل فنی مالی پروژه احتیاج داریم. یعنی یک مهندسی که ساختمان سازی یا فرضا راهسازی را بلد باشد ، بیاد داخل یک پروژه ساختمانی بتواند برآورد کند و به مدیران آن مجموعه گزارش بدهد که آقا مدارک مالی شما دارد میگوید در این پروژه فرضا 6000 کیسه سیمان آمده در این فاکتور ها مغایرت هست. مصرف شما اصلا این مقدار نیست. این موضوع می تواند در میلگرد باشد و…  میتواند با سه سال کار این تجربه حاصل شود ولی باید حسابداری را بلد باشد. بتواند اسناد حسابداری را تکفیک کند و ورود پیدا کند و بگوید فرضا در این مجموعه با این تعداد واحد مسکونی این تعداد شیرالات با این تعداد کجاست؟ فرضا به میزان ۱۰۶ واحد مسکونی شیرالات خریداری شده ، این مقادیر ریز ، می شود یک کلانی که در پروژه های ما گم هست. خصوصا با گران شدن مصالح. برای مثلا دغدغه نرسیدن میلگرد با مقدار واقعی خریداری شده.

یعنی عرض من این است که شغل ها را دانشجو بر حسب نیاز ره یابی کند و نیاز ها را بسنجد و عنوان را برایش بسازد و این خدمات را به آن فرد ارائه بدهد و جایگاهش را برای مدیریت ایجاد و پررنگ کند. بگوید نیاز شما الان این هست و من این نیاز را به این صورت می توانم ارائه بدهم چه به صورت استخدامی و چه به صورت اصطلاحاً استخدام رسمی.

6. حقوق متعارف برای مهندس سازه چقدر هست؟

من استنباطم این است که این سوال اشکال دارد.. ببینید برای کدام مهندس با چند سال سابقه کار؟ در چه گرایشی؟ آیا آن مهندس دارد تو بیابان راه می سازد و از یک اسکان نامناسب و اقامت شب و غذای نامناسب برخوردار است یا در محیط شهری دارد یک ساختمان مسکونی می سازد؟ این موضوع خیلی گسترده است. یا در عسلویه دارد پروژه ساختمانی را کار میکند؟ چند سال سابقه کار دارد؟ اما آن چیزی که به طور واقع میتوانم بگم این است که هیچ وقت کافی نیست و این یک نوع شکست ساختاری در جامعه است که متاسفانه حقوق ها متعادل با هزینه‌های زندگی نیست.

7. بعضی از مهندس ها در این بازار برند شدن به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟

برند شدن خالی از موضوع نیست. برند شدن یعنی به علم مارکتینگ ورود کردن. برند شدن چیز بدی نیست. اما برای برند شدن برنامه احتیاج است و این برنامه در صنف و کار ما یک مقدار موضوعات عدیده ای دارد. طبعا باید فرد پشتکار داشته باشد ، مهارت های خاص داشته باشد و خلاقیت و تدبیرهای بسیار بالا تا بتواند خدماتی را ارائه بدهد. برای مثال آن مهندسی که بتواند جلوی دزدی و مغایرت‌های مصالح را بگیرد در یک مجموعه ظرف ۵ سال میشود مهره اصلی اآن مجموعه چون مهندسین ما فقط فنی هستند ، مالی نیستند ، افراد مالی هم مهندس نیستند و مصالح نمی‌شناسند. من فردی را دارم که این قابلیت را در یک مجموعه پیدا کرد و رفت در یک شرکتی بعد از پنج سال در آن شرکت ایشان را کردند سهامدار و با سن کم جزو افراد ردیف بالای آن مجموعه شد به لحاظ اینکه اینقدر توانسته بود جلوی دزدی را بگیرد که بخشی از سود این مجموعه را توانسته بود برگرداند اعم از دزدی هایی که اتفاق می‌افتاد کم‌فروشی هایی که اتفاق می‌افتاد و حتی بعضا پرت هایی که از مدیران پروژه یا سرپرست کارگاه ها بهشون توجه نمی‌کردند و از بین می‌رفت چون شما به راحتی میتوانید حین انجام شدن ، کار را متره کنید و با صورت‌های مالی مطابقت بدهید. برای مثال در میزان سنگ مصرفی نما ، یک میزانی پرت داریم ، این تا یک حدودی ست اما اغلب پروژه‌های ما آنقدر سنگ سفارش می‌دهند تا تمام شود. کسی نمیاد بگوید آقا این سنگ به چه میزان باید می آمد. چرا اینطور شد. اگر یک نفر نخبه باشد و این موضوعات را ردیابی کند در واقع می‌شود ، شماته ای که چرخ دنده های ساعت و به هم وصل می کند و حرکتشان را بهتر میکند ، این فرد میشود یک نیاز و نخبه و یک برند برای خودش لزوما برند ها نباید خیلی بزرگ باشند ، برند های کوچک اما موفق در سیستم شان بسیار حائز اهمیت اند و من افراد زیادی را در این موضوع میشه گفت تربیت کردم و در طول دوره شغلی شون هم موفق بودند.

8. چالش های بازار کار مهندسی سازه چیست؟

خیلی زیاد !

ما بسیار چالش داریم. برای اینکه در واقع هیچ ساختار مشخصی را در فرهنگ و میشه گفت معماری کهن مون نداریم و یا اگر هم داشتیم فراموش کردیم و آمدیم به یک در واقع دو راهی بلاتکلیف باقی مانده ایم بین شرق و غرب ، نه ما معماری مون به طور کلی معماری سنتی است و نه معماری سنتی منحصر به فردی ست و نه از معماری هایتک و تکنولوژی در اروپا پیروی می کنیم. وقتی ما نمیتوانیم هزینه کنیم استاد را بفرستیم با بورس تحصیلی یا یک نخبه ای را بفرستیم با بورس تحصیلی در خارج از کشور درس بخواند و برگردد طبیعی ست که نمیتوانیم هم قدم با کشورهای تراز اول جلو بریم. تولید علم و محتوا را ما صرفاً نمیتوانیم صرفا در یک کشور ۸۰ میلیونی همگام با یک کره چند میلیارد انسان جلو ببریم. در هر بخشی یک کشور پیشتاز است و ما باید این علم ها را بیاموزیم و در کشورمون جمع کنیم. برای مثال ما در سیستم های عصبی و هوشمند و کنترل و سنسورهایی که کار میشود برای کنترل سازه ها صفر هستیم. در ایران من ندیدم پروژه‌ای که سیستم‌های هوشمند کنترلی برای کنترل اثرات ثانویه سازه در حین بهره برداری داشته باشد. این موضوع را ما در کانادا در سال ۲۰۰۵ که دشت روی پل هایش پیاده می کرد کار می کردیم و بعد هم که خب تحریم و موضوعاتی و کارشناسان هم که رفته بودند آنجا با پول شخصی شان برنگشتند. در واقع میشود گفت بین سنتی و بیش از ۷۰ سال قبل اروپا داریم ساختمان سازی انجام میدهیم و چالش‌های ما هم خیلی زیاد است. هرکدام این خودش یک مقاله و مصاحبه مستقل هست. اما برای نسل جوان یا دانشجویانی که می خواهند خودشان را بسازند برای فارغ التحصیلی و ورود خوب ، که خیلی ارزشمند است ، عدم مهارت فنی هست. جوان باید خوب مهارت را یاد بگیرد. و مورد دیگر که هست ، پروژه های عمرانی در کشور متوقف اند ، پروژه های بزرگ نداریم ، مشکلات عدیده ای داریم ، به خاطر وضعیت اعتباری و عمرانی کشور چالش ها در هر صورت خیلی زیاد هست و من هم بسیار متاسفم از این اتفاقاتی که  مخصوصا در این چند سال اخیر برای بخش عمران افتاده است.

9. به نظر شما تحصیلات تکمیلی در این حوزه میتواند مفید باشد؟

به صراحت عرض می کنم نه !

یک مهندس وقتی که لقب مهندسی را با فارغ التحصیلی در مقطع لیسانس می گیرد ، تمام است. آن بلوغ فکری نارس است که باعث میشود که کار ادامه پیدا کند. من شخصاً خودم این پروسه را طی کردم. یعنی لیسانس عمران گرفتم ، بعد احساس کردم که اقتصاد بال بسیار حائز اهمیتی در رشته عمران است ، به خاطر گردش مالی خیلی بالایی که در بخش ساختمان جریان دارد. رفتم دانشگاه علامه طباطبایی لیسانس اقتصاد گرفتم ، برگشتم فوق لیسانس گرفتم و ادامه تحصیلات عالی. این باعث شد که من وقتی تحصیلات ارشد و تحصیلات تکمیلی را می گذراندم از یک تجربه و بلوغی برخورد دار شوم. چون از دیپلم دارم کار می کنم ، اقتصاد هم خوندم ، حالا کارشناسی ارشد سازه می گیرم. کسی که لیسانس گرفته و کار بلد نیست و محتوا های لیسانس هم در این 4 الی 5 سال فراموش کرده ارشد اش چه می شود؟ پس به صراحت عرض می کنم که ارشد برای کسانی مفید است که کار کرده باشند.  مثل آلمان ، در آنجا هم شما 2 سال درس می خوانی ، 2 سال کار می کنی و هیچ کس پیوسته درس نمی خواند. چون چیزی جز چند فرمول و حیطه ریاضی متوجه نمی شود. همان اتفاقی که الان دارد در دانشگاه ها متاسفانه می افتد. متاسفانه خالی از علم شدن دانشگاه ها.

10. به نظر شما بهترین کاری که دانشجویان در دوران دانشجویی می توانند بکنند چیست؟

 مطالعات عمقی !

یعنی وقتی یک دانشجویی بیدار باشد ، خیلی ساده و شفاف و در حد سنین مختلف این کلمه را بیان می کنم بیدار باشد ، یعنی بداند اینکه چه حجمی از مهندسین فارغ التحصیلی در رشته ساختمان بیکارند ، اگر از ترم اول که وارد میشود این موضوع را لمس بکند و فکر نکند که الان روزی که لیسانسش را گرفت کسی هست آنجا برایش قربانی بکند و دستش را بگیرد به زور ببرتش سر کار ، و متاسفانه نمیدانم چرا در کشور ما چنین ذهنیتی به وجود آمد که دولت باید کار ایجاد کند. هیچ جای دنیا دولت کار ایجاد نمیکند. بله رونق اقتصادی ، بله ایجاد شرایط بستر کار سهل ، هست ، من اصلا آن را کتمان نمی‌کنم اما هیچ جای دنیا دولت صندلی را آماده نکرده و اصلا نمی شود. انسان ها را شایسته سالاری و توانمندی‌هایشان جایگاه شان را تایین می کند. هیچ جای دنیا نمیان بگئیند آاقای فلانی ، خانم فلانی ، صندلی شما در فلان شرکت آماده است برای اینکه شما کار کنی. هیچ جای دنیا ! من اغلب کشور های دنیا را دیده ام و کار کردح ام ، همه جا بر اساس شایسته سالاری ، فرد کارش را پیدا می کند. در نتیجه اینجا هم باید به این موضوع توجه کرد. حالا اینکه چه اتفاقی در بخش مکانیزم های دولتی و ایجاد تسلیحات کسب و کار می شود ، آن یک موضوع دیگری ست. اما فرد باید از ترم اول دغدغه کار پیدا کردن را داشته باشد. آن .قت می تواند با علاقه و ورود به موضوعات حاشیه ای خوب تحصیل کند. چرا الان تفاوت کلیه ای وجود دارد بین دانشگاه های خوب و دانشگاه های بد؟ ما اگر اتفاق های اجرایی و اتفاقات واقعی جامعه و مطالعات آماری خوب داشتیم می توانستیم متوجه شویم که یک سری دانشجو که سطح تحصیلی شان خیلی بالاست یا مجبورن از کشور بروند یا عملا نمی توانند موفقیت اقتصادی پیدا کنند. یک سری هم از یک حد دانشگاه به پایین هستند ، هم نمی توانند اصلا وارد حوزه ی عمرانی و ساختمانی شوند. این وسط یک عده دانشگاه هستند که موتور های بخش ساختمان را تربیت می کنند و این افراد ورود می کنند و موفیقت می شوند و صاحب سرمایه می شوند. اثر آثاری را در کشورش به جا می گذارد. اینها چیزی ست که دانشجو باید از ترم اول به آن توجه کند و بیدار بشود و اینکه چه کسی باید بیدار بکند هم خودش خیلی جای سوال دارد ، مخصوصا نسلی را که این طوری خودش را به خواب زده است.

11. پیشنهاد شما برای شروع و استارت زدن یک کسب و کار در این حوزه بدون سرمایه اولیه بالا چیست؟

برای شروع به کار طبعاً اگر فرد کار یاد نگرفته باشد ، سرمایه چه بالا ، چه پایین داشته باشد ، از بین خواهد رفت. پس ما اول باید بیایم بگیم فرد باید کار را آشنا شود و بعد اگر سرمایه دارد یا میخواهد بیاندوزد به فکرش بشود. شما تصور کنید که فردی از خانواده متولول ، وقتی کاربلد نیست ، سرمایه را کجا میبرد؟ چهار نفر جمع میشوند دورش ، آن سرمایه را نابود می‌کنند و میروند. به خاطر اینکه آن فرد کارش را نمیداند ، توانایی مهارت کنترل مالی ندارد و توانایی کنترل فنی را ندارد. پس ما باید افرادی را تربیت کنیم که این‌ها مهارت و حرفه را یاد بگیرند و فقط تنها راهش این هست که به قول قدیمی‌ها مسگری کردن با کتاب خواندن و خوابیدن و چکش خریدن میسر نیست ، باید برود و شاگردی کند تا بتواند موفق شود. راهش این است که افراد به هر ترتیبی میشه داوطلبانه ، رایگان رسوخ کنند. بعضی وقت ها بعضی افراد میایند پیشم ، عبارت عامیانه التماس می کنند ، که اجازه بدهید ما برویم دنبال کارتان ، برایتان انجام بدهیم. بعضا هم نتیجه ی خوبی میدهند. چون فرد اتش این را دارد که خوب کار کند و این افراد موفق می شوند. به هر حال فرد باید هزینه کند تا بتواند کار را یاد بگیرد ، هم می تواند هزینه مالی باشد و هم هزینه عاطفی باشد ، مثل احترام گذاشتن و.. به هر حال باید با کارآموزی کار را در این حرفه یاد گرفت ، وگرنه سرمایه به تنهایی در صنف ما جوابگو نیست.

12. آینده بازار پروژه های عمرانی را چطور می بینید؟

بسیار عالی !

اصولا کشوری مثل کشور عزیز ما ایران که سرشار از منابع غنی و خدادادی است ، سرشار از سرمایه‌های نهفته خدادادی است باید بتواند زیرساخت های خوبی داشته باشد ، باید در همه ی حوزه‌های عمرانی  رشد کند ، باید توسعه داشته باشد ، این موضوع باید محقق بشود و می‌شود ، دیر یا زود ، به هر حال این موضوع محقق میشود. چرا که به هر حال شما می‌بینید که یک اتفاقی در زمان آقای احمدی‌نژاد افتاد ، کل فروش نفت ایران با یک سرمایه بالایی وارد شد و اقای احمدی نژاد هم پول را وارد کرد به کشور. من فردی سیاسی نیستم و به جناحی هم وابستگی ندارم و یک فرد مستقل هستم ، اما در آن هشت سال به لحاظ درآمد بالای نفتی کشور خیلی زیر ساخت هایش تغییر کرد و نیاز بود. برای اینکه اینقدر آمار تصادف جاده ای بالارفته که اصلا همه مستقل ورود پیدا کردند که باید راه بسازیم. مسکن داشت چالش می شد. آقای احمدی نژاد به میل شخصیش نیومدن مسکن مهر راه بندازند. به صراحت تحلیل گرهای انتخابات می‌گفتند ، چالش بعدی نظام ، مسکن برای جوانان است. همین اتفاقی که الان هم دارد می افتد. چالش رئیس جمهور بعدی مسکن خواهد بود. یعنی بخش عمران ، یعنی حیات رو به جلوی یک جامعه ، نیاز یک جامعه برای زنده بودن و رو به جلو رفتن ، پس ما نمی توانیم فکر کنیم که پروژه های عمرانی آینده ای ندارند و اصلاً اگر آینده ی عمران در کشور ضربه ای ببیند یعنی کوتاهی مدیران ارشد مملکت. اگر خللی در آن هست یعنی کوتاهی. اگر نقصی درش می بینیم یعنی سهل انگاری ما در مقابل افراد آینده ی این جامعه. یعنی کوتاهی و من و شما برای ساختن آینده ای بهتر و کشوری بهتر برای فرزندان. اگر پروژه عمرانی متوقف است ، ضعف مطالبات ماست از مسئولین ، که چرا باید ما از یک برنامه ساخت مسکن سالی یک میلیون عقب بمونیم؟ و چرا باید فلاکت برای بچه هامون به ارمغان ببریم؟ ماها بعضی وقت ها برابر ژنرال های نظامی یک مملکت نقش ایفا می کنیم. در آن مملکت برای راحتی و آسایش و امنیت آن کشور پروژه عمرانی بسیار حائز اهمیت اند. دقیقا برابر بهداشت یک جامعه حرکت می کند. چه بسا با سرعت بالاتر و مهمتر. یعنی اگر بیمارستان نسازند ، درمان اتفاق نمی افتد. باید به این بخش توجه کرد و من بسیار شکوفا می بینم. خصوصا اینکه هشت سال متوقف بوده. یعنی باز هم باید یک اتفاق جدید ، این زیرساخت ها را جلو ببرد و آینده ی خوبی در پیش روی شما خواهد بود انشالله.

13. چیزی است که ما نپرسیده باشیم؟

 بله ، بله !

شما یک بخش بسیار مهمی را در این سوالات فراموش کردید و این که نقش خود دانشجویان را شما نادیده گرفتید. این دانشجو‌ست که باید مطالبه گر باشد. باید از استاد مطالبه کند که تو داری به من استاتیک یاد میدهی به من نشون بده خودت چی ساختی؟ آیا اصلا در یک کارگاه ساختمانی کار کردی؟ وقتی بره صفتی در یک جامعه شکل بگیرد و بی انگیزگی و به خواب زدن ، افراد و همه چیز را تحت شعاع میگیرد. دانشجو باید بیدار باشد. چند درصد اساتید ، افراد موفقی هستند که به حقوق دانشگاه اکتفا نکردند حال چه از اساتید رسمی و چه از اساتید غیر رسمی؟ چرا از مسئولان آموزشی تون نمیخواهید اساتیدی را گزینش کنند که افراد برجسته موفق رشته هستند؟ چرا افرادی که الان در بخش دانشگاه هستند همه  از نظر اقتصادی فقیر اند؟ بعضی از اساتید ما اگر این چند سال تدریس را ازشان بگیرید در زندگیشان می مانند. این استاد نمیتواند دانشجوی موفق تربیت کند. نمیگویم آن استاد فرد نخبه ای  نبوده و توانایی ضعیفی داشته ، بلکه موفقیت رشته عمران تلفیق یک پیکربندی ست. عرض کردم به شما ببینید ، یک سری دانشگاه تراز اول ما افرادی که ازش فارغ‌التحصیل می‌شوند باید فقط بروند خارج تا موفق بشوند. چرا ؟ چون روابط عمومی ندارند ، یا دل و جرات رفتن در کارگاه ساختمانی را ندارند ، پس طرد می شوند. رشته ساختمان رشته ای است که باید افرادی که درش راه صحیح را پیدا کردند تدریس کنند ، که متاسفانه همه ی این افراد از دانشگاه به نوعی خارج میشوند ، برای اینکه می بینند دانشجو یک فرم خاصی پیدا کرده ، انگیزه ی یک استاد به لحاظ اینکه بیاد دانشگاه ، علم را ارتقا دهد نیست و اگر فرد موفق فعال اقتصادی هم بیاد در دانشگاه وقتش گرفته میشود. در واقع دانشجو باید مطالبه کند که افراد موفق را بیاورند سرکلاسش که به من مهارت های اجتماعی اقتصادی و علمی رشته ساختمان را یاد بدهد. حتی وقتی میخواهد مقاومت مصالح یاد بدهد. کشور ما وقتی تهی از علم بشود ، همینطوری همه با هم غرق میشوند ، دانشجو باید مطالبه گر باشد. اگر نباشد این وضعی که الان حاکم شده به وجود میاد. دانشجو فارغ التحصیل میشود ، خالی از بنیه ی علمی و سواد دانشگاهی ، چطور میتواند به این یک مهندس گفت؟ و یک پروژه ای را سپرد؟ پس دانشجو باید خودش هم به فکر باشد. حالا اینکه چطور باید بهش پرداخت و بهش توجه کرد ، موضوع بسیار حائز اهمیتی ست که من فکر می کنم در کنار ذهنیت هایی که برای شما هستش برای بازار کار ، دغدغه هایی که برای بازار کار دارید ، به این فکر کنید که چرا کسی که از دانشگاه فارغ التحصیل میشود نمی‌تواند آزمون حرفه را بدهد؟ دانشجو نباید تنها دغدغه ی این را داشته باشد که من چطوری باید کار پیدا کنم. دانشجو باید در محیط دانشگاه با پژوهش ها ، با همایش ها ، با آسیب‌شناسی ها ، حفره ها را پیدا کند و بعد آن موقع میتواند مسیر صحیح را پیدا کند و محیط اش را همراه خودش کند. شما وقتی برای یک مسیری مهیا میشید ، همه ی ساختارهای آن وسیله ای که میخواهید شما را جابجا کند ، از نقطه ای تا به نقطه ای ، باید با شما هم شکل باشد و این ها را دانشجو شکل میدهد و من خوشحال هستم که عمرجاب دارد به یک چنین مسائلی نگاه میکند ، ورود پیدا میکند و این باعث افتخار است. یعنی تربیت افرادی که مطالبه گر هستند. افرادی که میخواهند از ابتدا مشکلاتشان را حل کنند و در ابتدا آینده را دیده و برایش برنامه داشته باشند. امیدوارم که توجه بیشتری به این مطلب بشود.

آقای دکتر مولازاده خیلی ممنون که وقتتون را در اختیار عمران جاب قرار دادید ، پرسش های من تموم شدن اگه سخن آخری دارید بفرمایید.

من هم تشکر می کنم از شما به عنوان یک مجموعه ای که همگام با نسل جدید در فضای مجازی فعالیتی بسیار ارزشمند را پیگیر هستید. امیدوارم که در تربیت نسل جدید ، در شکوفایی بخش عمران ، بتوانید قدم های مفید و موثری را بردارید. براتون دعا می کنم. آرزوی بهروزی و موفقیت دارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *